تبلیغات
ارزشها در پرتو آزادگی نمایان می شود - یک دنیا طلا ، یا یک تکه استخوان !
 
ارزشها در پرتو آزادگی نمایان می شود
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سید
پخش زنده حرم
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


این عکس رو یکی از دوستان نوجوان در سفر زیارتی راهیان نور 91 از طلائیه گرفته ... بعد از نماز مغرب و عشا جلسه قرائت قرآنی دوستان بر پا کرده بودند ...  وقتی داشتیم  بر می گشتیم حس هنریشون گل کرد ...



این عکس سرآغاز سلسله بحثهای سیره ی اجتماعی شهداست ... امید به پروردگار عالم که خود عالم و عامل باشیم ... دوستان اگر نظری داشته باشند یا مطلبی که می تواند به دیگران کمک کند ، ارسال بفرمایند در وبلاگ منتشر خواهد شد ، البته در جایی کاربردی هم به عمل خواهد نشست ان شاءالله


برای مشاهده عکس در اندازه واقعی کلیک نمایید







نوع مطلب : سیره شهدا، 
برچسب ها : طلائیه، شهدا،
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 16 شهریور 1396 07:11 ق.ظ
Do you mind if I quote a couple of your articles as long as I provide credit
and sources back to your weblog? My blog is in the very same niche
as yours and my users would definitely benefit from a lot of the information you
present here. Please let me know if this okay with you.
Thank you!
یکشنبه 13 فروردین 1396 10:44 ق.ظ
Genuinely no matter if someone doesn't understand afterward its up to other
people that they will assist, so here it takes place.
شنبه 12 مرداد 1392 05:36 ق.ظ
"یه دونه" خوش به حالت که طلائیه رو شناختی...
همیشه اسم طلائیه که میاد، یادم می افته به 8 محرم 90 و سه راهی شهادت... جایی که واقعا مهر شهدا رو حس کردم.
دلم برای روزای قشنگم تنگ شده...
یکشنبه 6 مرداد 1392 10:49 ق.ظ
طلائیه یعنی چشاتو خوب باز کن و ببین...
ببین که یه وقتایی بوده که قشنگی ها چندین هزار برابر شدن...
ببین که با اینکه خیلیا خوبی ها و ارزشها رو دارن به کثافت میکشن اما یه وقتی کسانی بودن که ترجمه ی خوبی و الگو کردن خوبی ها رو خوب بلد بودن...
ببین که با اینکه خیلیا ادعای ایمان و برای خدا کار کردن دارن و پاکی اینا رو دارن به گند میکشن یه روزایی یه کسانی بودن که امروز شدن بانی باورامون...
اینکه اگه الان شاید خیلی چیزا رو کمرنگ میبینیم اما یه دلخوشی داریم به اسم طلائیه...
یه طلائیه میگی و .....
طلائیه رو من که خوب فهمیدم وقتی اسمش میاد یه سری دلخوشی ها برام مرور میشه دلخوشیهای نابی که سعاااااادتی هست داشتنشون.....
دلخوشی هایی مثل علی هاشمی.....
مثل حاجی همت.....
مثل خیلیایی که باعث شدن علی هاشمی بشه علی هاشمی و حاجی همت بشه حاجی همت و طلائیه بشه طلائیه....
به قول "علمدار روایتگری ها شهید ضابط" طلائیه عجب طلائیه!!!!!!!!
پس یادمون بمونه اگه ادعای سربازی عصر حاضر آقامونو داریم اگه میگیم آقای ما،مولای ما غصه نخور ما هستیم....یاد بگیریم با خودخواهی ها ،بدبینی ها ،بزرگ جلوه دادن چیزای بی ارزش و بی ارزش نشون دادن چیزای با ارزش و زیادی مته به خشخاش گذاشتن واسه چیزایی که میشه برای اونا راه حل بهتری پیدا کرد...داریم چیزایی رو زیر پا میزاریم که یه روزایی یه کسانی همه چیز رو به خاطرشون زیر پا گذاشتن و طلایی شدن و حالا طلائیه به خاطر اونا شده طلائیه...
طلائیه رو کسایی مثل من خوب می فهمن
کسایی که هر کاری کردن یه چیزایی سر جاش بمونه اما کسایی اومدن و خیلی راحت همه چیز رو شستن و گذاشتن کنار!!!!!!!!!!!!
آاااااااااخ طلائیه چقدر دلم برای مردانگی های مردان طلایی ات تنگ شده........
اللهم عجل لولیک الفرج....
سید
خداوند همنشینی اولیائش را نصیب کند ... که به قولی : خوش بهشتی است سر کوی حسین بن علی(ع)
یکشنبه 16 تیر 1392 10:25 ب.ظ
سلام
آفرین بر این دوست نوجوان شما.
از طرف من بقلش کن بعد بندازش تو هوا و بگیرش.
سید
سلام بر برادر عزیز ... چشم سفارشیه شما
شنبه 15 تیر 1392 11:55 ق.ظ
ســـــــــــلام.
راهیان نور امسال پر برکت ترین و به یادماندنی ترین راهیان نور عمرم بود.
سید
بله ، چون همه خیرات کاروان به شما رسید!! ...
جمعه 14 تیر 1392 10:54 ب.ظ
ضمنا پرچم داخل عكس هم محشره
سید
محشر ...
جمعه 14 تیر 1392 10:54 ب.ظ
كار خوبی میكنی سید جان
دعا كن كه یكم وقتم آزاد بشه
مدتهاست دلم میخواد خاطرات جبهه مادرم را به قلم تحریر بیاورم اما متاسفانه نه وقتش است نه لیاقتش
به شدت دلم میخواهد خاطرات شهدای فامیل مخصوصا آقامهدی فیروزی و حاج منصور خادم صادق و آقا مهدی ذوالانوار را از زبان همسرانشان بنویسم اما شهدا لیاقتم نمیدهند

دعا كنید لایق شوم تا انشاالله سال آینده شاهد رمان من با عنوان كوت‌عبدالله سرزمین عجایب باشید
سید
ان شاءالله ...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر